تبليغاتX
موج نو

موج نو

دست نوشته های بهرام بهرامیان

با چه رويي به احمدي نژاد رأي ميدهيد؟

در ابتدا چند با حاميان چشم و گوش بسته ي نهم دارم. آيا اين سخن پيامبر اكرم (ص) را شنيده ايد كه فرمودند: "دروغ فسق ودروغگو فاسق است." آيا انديشيده ايد كه دروغ گفتن براي حفظ پست و مقام مي ارزد كه انسان را فاسق كند؟ نمي دانم دولت نهم چه مزايا و مواهبي براي شما داشته است،‌ اما آيا اين مزايا و مواهب دليل مي شود تا منافع مردم اين سرزمين را ناديده گرفته و به يك فاسق رأي دهيد؟

باز اين پرسش از شما هست كه آيا پرونده سازي براي منصوبين رهبري، زدن اتهام به يك بانوي مؤمنه و دادن آمارهاي دروغ براي فريب مردم چيزي جز ريا و دروغ است؟ احمدي نژاد به چه كساني  تهمت زد؟ آيا همان ليست آقاي پاليزدار نبود؟ البته منهاي اسامي حاميان خودش از آن ليست!

اگر محمودتان دروغ نمي گويد از كجا اين آمارها را به دست آورده است؟ چرا در برابر اعتراض كارشناسان پاسخ نمي دهد؟ به عنوان نمونه مي گويد "آمار توليد آلومينيوم در سال 1383 به 218 هزارتن رسيده و در دولت نهم به 457 هزار تن رسيد." در حالي كه توليد آنها بر اساس آمارهاي رسمي همين دولت در سال 1383 معادل 218 هزار تن، ‌و در سال‌‏هاي 1385 و 1386 به ترتيب معادل 205 هزارتن و 202 هزارتن بوده است!

‌مي گويد: "قبل از دولت نهم توليد مس به 178 هزار تن و در دولت نهم به 260 هزار تن رسيده است."  اين در حالي است كه ظرفيت توليد مس در سال 1383 به 280 هزارتن در سال افزايش يافت. در ارتباط با ساير دروغهاي رئيس دولت دروغ محور و افتراورزتان مي توانيد به نامه ي اسحق جهانگيري به وي مراجعه كنيد. نامه اي كه هيچگاه پاسخي نيافت.

مي گويد در اين دولت فلاكت آور دانشجوي ستاره دار نداشته ايم. آيا حامد حسندوست را از ياد برده ايد؟ مگر او روزي همكلاسي ما در اين دانشگاه نبود؟ اگر ستاره ي مهرسوزي دولت نهم بر پيشانيش نقش نبست چرا علي رغم كسب امتياز لازم از ادامه ي تحصيل باز ماند؟

مي گويد ... و باز هم صدها دروغ ديگر مي گويد. باز هم شما مي گوييد به يك فاسق رأي مي دهيد؟ اگر جوابتان آري است بگوييد كه چه مزيتي اين رأي براي شما دارد كه به خاطرش دين و ايمانتان را مي فروشيد؟ آيا فتواي يار نزديك امام (ره)، حضرت آيت ا... صانعي را در ارتباط با حرام بودن رأي دادن به يك دروغ گو نشنيده ايد؟

اما ما به چه كسي رأي مي دهيم؟ به كسي كه در اين كشور احمدي نژاد زده، براي پاسداشت كرامت انساني آمده است. به كسي كه امام (ره) به عنوان يك شهروند اعلام نمود رأي دادن به كسي غير از ايشان خيانت به اسلام است. به كسي كه خميني كبير در ارتباط با مخالفانش فرمود توانايي اداره ي يك نانوايي را هم ندارند.

به كسي رأي مي دهيم كه گريز از قانون يعني همان اتفاقي كه در دولت نهم افتاده است را ديكتاتوري مي داند. كسي كه امنيت مردم را مهمتر از امنيت دولتها مي داند. كسي به دنبال دولت فرهنگي و فرهنگي غير دولتي ايست. كسي كه اقتصاد صدقه اي و گداپروري را از اين مملكت بر خواهد انداخت و عدالت و آزادي را جايگزين آن خواهد كرد. كسي كه اكثريت احزاب اصلاح طلب، روشنفكراني چون محسن كديور، مصطفي ملكيان و سيد هاشم آغاجري، اكثريت هنرمندان و نويسندگان، اكثريت جامعه ي دانشگاهي و در كلام بهتر اكثريت جامعه ي خسته از دروغ مهرورزي و عدالت محوري او را انتخاب خواهند كرد.

وقت را تلف نخواهيم كرد و براي ايراني سبز به ميرحسين موسوي رأي مي دهيم و به فرموده محمد (ص) اعتقاد داريم كه "دروغ صاحبش را هلاک کند."

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 11:17  توسط بهرام بهرامیان  | 

دانشجویان حامی میرحسین موسوی در دانشگاه صنعتی اصفهان حماسه آفریدند

 

چهارشنبه ی گذشته برنامه ای تحت عنوان " مرگ گفتمان اصلاحات در ایران" توسط جامعه ی اسلامی دانشجویان در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد.

در ابتدای این جلسه که با حدود یک ساعت تأخیر برگزار شد، سخنران با نقد فلسفه ی غرب و لیبرال سرمایه داری مدعی شد: غربی ها پس از گذار از سنت عقلانیت محض را هم زیر پا گذاشتند. آنها فلسفه  را نیز قربانی دموکراسی کردند.

در ابتدا جلسه به آرامی پیش می رفت اما فضلی نژاد در ادامه پس از این که مدعی گشت اصلاح طلبان و روشنفکران دینی به دنبال یک مارتین لوتر اسلامی می گشتند، از سید محمد خاتمی به عنوان کسی که به دنبال رنسانس در اسلام می گشت نام برد.

به محض اینکه نام سید محمد خاتمی در سالن برده شد، دانشجویان حامی میر حسین موسوی که در سالن حضور یافته بودند به مدت چند دقیقه به صورت ممتد دست زده و عکس های موسوی و خاتمی را در سالن بالا بردند. اقدامی که تعجب سخنران را در پی داشت و سخنرانی وی را برای مدتی قطع کرد.

وی سپس از سید محمد خاتمی به عنوان کسی که به دنبال اهداف غربی ها در این ممکلت بود نام برد که با فریادهای دروغ است! دروغ است! دانشجویان همراه شد. سپس شعار سلام بر موسوی، درود بر خاتمی در سالن طنین انداز شد.

 عضو موسسه ی کیهان در ادامه ضمن این که مدعی شد، اصلاح طلبان دین را ملعبه قرار دادند گفت: میر حسین موسوی می گوید در زمان پیامبر اعیان و اشراف نیز بوده اند اما پیامبر بیشتر با فقرا می گشت. گویی پیامبر می خواسته است تظاهر کند.

وی ادامه داد: نمی توان اینگونه پیامبر را مسخره کرد.

در این هنگام دانشجویان که این صحبت را توهین به نخست وزیر مورد تأیید امام قلمداد کردند شعار دادند: مرگ بر منافق، مرگ بر تحجر، مرگ بر طالبان، چه کابل چه تهران.

در ادامه فضلی نژادگفت: در 3 تیر طبقه ی مستضعف که در 16 سال دولت های خاتمی و هاشمی رنج کشیده بود به احمدی نژاد رأی دادند. باز هم دانشجویان شعار دادند: مرگ بر عوام فریب.

سپس یکی از دانشجویان پشت تریبون قرار گرفت و با انتقاد شدید از هتاکی ها و تهمت های مطرح شده عنوان کرد: در 3 تیر شعار احمدی نژاد شعارهای اقتصادی بود و می گفت با ظاهر جوانها کاری ندارد. اکنون که بسته ی احمدی نژاد باز شده است و مردم دیدند علی رغم درآمد 300 میلیاردی نفتی، وضعیت اقتصادی به مراتب بدتر شده و از طرفی هم در کوچه و خیابان با مردم این گونه برخورد شده است دولت برای جمع کردن رأی به توزیع سیب زمینی، پرتقال اسرائیلی و تراول روی آورده، که البته با توجه به شعور مردم این هم بی اثر است.

سخنان این دانشجو با تشویق حضار مواجه شد.

در ادامه سخنران مدعی شد که اصلاح طلبان مکرر به معصومین اهانت می کردند و یکی از اصلاح طلبان گفته است من باغی دارم که مانند قطعه ای از بهشت است.

البته فضلی نژاد در مقابل فریاد های چه کسی؟ چه کسی؟ اسم ببر، دروغ گو! دروغ گو! که دانشجویان می کشیدند ساکت بود و از هیچ کس نام نبرد.

دانشجوی دیگری در پشت تریبون با در دست داشتن عکس خاتمی عنوان کرد: چرا وقتی اصلاح طلبها جوابیه ی دروغ هایی که در کیهان می نویسید را به شما می دهند بر طبق قانون آن ها را چاپ نمی کنید؟ بفرمایید تکلیف رقم های میلیارد دلاری که در این دولت گم شده است چه شده؟

فضلی نژاد که بسیار آشفته و مضطرب به نظر می رسید در وسط تریبون این دانشجو ختم جلسه را اعلام کرد.

در این هنگام یکی از دختران دانشجو به روی سن رفت و با کوبیدن دستش بر روی میز سخنران عنوان کرد: اصلاحات ما زنده است اما اصول متحجرانه ی شما مرده است.

به هنگام تریبون دانشجویان سخنران بارها صحبت آن ها را قطع می کرد که با اعتراض دانشجویان مواجه شد.

گفتنی است برگزار کنندگان این جلسه بارها سعی کرده اند با فرستادن صلوات آرامش را به جلسه برگردانند که با هتاکی های سخنران جو جلسه باز متشنج می شد.

ضمنا در این جلسه دانشجویان بسیاری علاوه بر در دست داشتن عکس های سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی به نشانه ی حمایت از میر حسین مچ بند سبز رنگ بر دست داشتند.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:41  توسط بهرام بهرامیان  | 

پاسخ به بیانیه اخیر تشکل های افراطی دانشگاه صنعتی اصفهان

 

 

إِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ

چون منافقان نزد تو آيند گويند گواهى مى‏دهيم كه تو واقعا پيامبر خدايى و خدا [هم] مى‏داند كه تو واقعا پيامبر او هستى و خدا گواهى مى‏دهد كه مردم دوچهره سخت دروغگويند.

سوره یمنافقون، آیه ی 1

در سیه روزگار ستم شاهی، آنگاه که استبداد تیشه به ریشه ی آزادگی می زند، در روزگاری که پادشاه ستمگری خود را کمر بسته ی امام رضا (ع) معرفی می کند و کمر همت به نابودی افکار ژرف اندیشان دینی می نماید تا به خیال باطل خود از دین جز پوسته ای شکننده و از آزادی جز ابتذال چیزی باقی نماند، دانشجویانِ با اندیشه ی اسلامی، انجمنی را برپا نمودند که حسین وار آزادگی را فریاد کنند. دانشجویانی که با تأسی از معلم بزرگ انقلاب شریعتی،  به رهایی انسان از تنگنای عافیت طلبان و قشریون می اندیشیدند. کسانیکه به پیروی از رهبر انقلاب، خمینی کبیر در زمانه ای که ولایت فقیه به عنوان صورتی از حکومت دینی تحقق نیافته بود و همه ی انسان های آزاداندیش آرمان استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را فریاد می نمودند در مقابل یاوه گویان و هرزه اندیشان دینی و غیر دینی تحکیم وحدت کردند، همانها که در شکل گیری و پاسداری از انقلاب شکوهمند اسلامی حماسه ها آفریدند و خون بزرگ مردان آزاد اندیشی چون چمران را تقدیم نهال نو شکفته ی جمهوری اسلامی نمودند.

از طرفی دیگر قشریون و هرزه اندیشان از ابتدای اقلاب تا کنون  مترصد فرصتی بودند تا انقلاب مردم ایران از مسیر آزادی به انحراف بکشانند. انحرافی که به مدد رد صلاحیت های غیر قانونی و پیدایش پدیده ای به نام احمدی نژاد میسر شده است. استبداد توسط به سخره گرفتن رأی مردم بازتولید شد و اینگونه است که کسانی دم از اسلام و انقلاب می زنند اما در مقابل توهین ها به پیامبر اسلام در وزارتخانه ی آموزش و پرورش دولت احمدی نژاد ساکت مانده اند؟! چگونه انقلابیونی هستند که در مقابل اهانت به قرآن در حضور معاون این معجزه ی هزاره ی سوم فریاد بر نمی آورند؟ چگونه خود را به انقلاب اسلامی چسبانده اند و دم  از دوستی با مردم اسرائیل می زنند؟

چگونه است که دم از آوردن پول نفت سر سفره های مردم می زنند و سرنوشت حداقل یک میلیارد دلار پول این مردم نامشخص است؟ آیا دست کردن در جیب مردم و صدقه دادن به آن ها عدالت محوری است؟ درباره ی گرفتن حق ملت ایران سخن پراکنی می کنند اما تنها برای آن ها قطعنامه و تحریم به ارمغان می آورند؟

گروهی نام مقدس بسیج و جامعه ی اسلامی را بر خود می گذارند اما از این همه انحراف حمایت می کنند! البته از کسانیکه به اقرار خود از نوچه گان و نوکران مصباح یزدی محسوب می شوند هم بیشتر از این نمی توان انتظارداشت، چه هم او بود که به گفته ی حجت الاسلام محتشمی پور سابقه ی تمرّد از فرمان صریح امام (ره) را در کارنامه ی خود دارد. زمانیکه ملت ایران بابت کشتار انقلابیون توسط رژیم خونخوار پهلوی در عزا و ماتم به سر می برد مصباح و یارانش خیابانهای شهر قم را به بهانه ی نیمه ی شعبان چراغانی و جشن بپا نمودند.

از حضور لیبرال ها و مارکسیست ها در انجمن اسلامی گلایه می کنید؟ چه مدارکی برای این اتهام خود دارید؟ هرچند با فرض چنین حضوری مگر قرار نبود مارکسیست ها هم در این مملکت به فرمایش امام راحل حق سخن گفتن داشته باشند؟ پس چرا به آنها مجوز تشکیل انجمن های خودشان را نمی دهند تا در سایر تشکل ها حضور پیدا نکنند؟ مگر مبانی اسلام بیدی است که با بادهای مارکس و پوپر به لرزه درآید؟ و یا اینکه نگران مبانی غلط و انحرافی خود هستند؟  

تشکل های پادگانی که به عنوان بازوی نظامیان و اقتدار گرایان در دانشگاه عمل می کنند، اگر نگران اسلامی بودن جائی هستند، بهتر است نگران جولان منافقان در درون تشکیلات خود باشند؛ زمانیکه تشکیلاتی به صورت فرمایشی و برای جبهه گیری در مقابل انجمن اسلامی که خواسته های به حق دانشجویان در آن منعکس می گردد، شکل می گیرد و به آن از بیت المال امتیازات خاص دانشجویی و غیر دانشجویی تعلق می گیرد، بایستی نگران گروهی باشند که بدون اعتقاد  به اسلام و انقلاب و از آنها مهمتر به حرّیت، با آراستن خود به ظاهری خاص و تنها برای منفعت طلبی حضور می یابند.

برنامه های برگزار شده توسط انجمن اسلامی را به زیر سؤال می برند، چه شد آن پیشنهاد مناظره ای که  در تمام برنامه ها برای روشن شدن حق از باطل به دوستان انجمن اسلامی می دادند؟ تشکل های افراطی  و کسانی که مجریان طرح های دیگران دردانشگاه هستند در اولین و آخرین مناظره ای که امسال برگزار نمودند به شدت توسط وجدان های پاک دانشجویی محکوم گشتند و کار به جایی رسید که مهمان آنها اعلام کرد که مناظره  در حضور دانشجویان را قبول ندارد! گروهی که  با فریب مردم در انتخابات و وعده های دروغین و واهی که هیچ گاه تحقق نیافت، برسر کار آمدند؛ همانها که به دروغ صحبت از خدمت به مردم نموده  و طعم قدرت را شیرین یافتند، به شدت نگران "نه" مردم  در انتخابات  به خود هستند. نمونه ی این نگرانی نیز حضور زنجیره ای هتاکان و فحاشانیست که در این هفته های اخیر توسط این تشکل ها به دانشگاه آورده می شوند تا دستاوردهای دوران سازندگی و به خصوص اصلاحات که بیش از نیمی از عمر جمهوری اسلامی را تشکیل می دهد زیر سؤال ببرند و برای ماندن در قدرت به مسئولین ارشد جمهوری اسلامی ناسزا بگویند.  چگونه است که دم از پیروی از ولایت فقیه می زنند در حالیکه در دولت نهم بیش از هر دوره ای از رهبری نظام هزینه شد! حمایت رهبری از دولت نهم  که البته بیش از دولت اصلاحات و سازندگی صورت پذیرفته است را دلیل تأیید کارهای غیرکارشناسی و بی کفایتی های خود می دانند. آیا از خود نمی پرسند که اگر این حمایت خاص نبود دولت صد باره سقوط کرده بود؟ سقوطی که البته در نهایت به ضرر منافع ملی تمام می شد.

التزام عملی دوستان انجمن اسلامی را به ولایت فقیه زیر سؤال می برند در حالیکه به گونه ای ولایت فقیه را ارائه می دهند که تنها قشری خاص و درصد قلیلی ازمردم ایران می تواند به آن التزام داشته باشد.  دولت عزتمند اصلاحات که با توسعه ی سیاسی و اقتصادی همراه بود، به نظام، رهبری و مردم ایران بیشتر خدمت نمود یا دولتی که  در طول عمر خود اجماع جهانی علیه ایران و بی ثباتی اقتصاد را به ارمغان آورد؟ در کدام دوره بود که از رهبری برای زیر پاگذاشتن قانون اساسی هزینه شد؟ آنگاه که برای معرفی وزیر به مجلس یک دوره ی سه ماه ی غیر قانونی از رهبری درخواست می شود. این دولت نهم نبود که فردی جاعلِ مدرک و دروغگو را به عنوان بسیجی واقعی معرفی نمود یا با داشتن وزیری کاخ نشین مدعی حمایت از محرومین و مستمندان است؟ آیا این طنز نیست که حمایت کنندگان دولتی با این مشخصات، حمایت انجمن اسلامی و یا مدعوین آن را از دولت اصلاحات و انتقاد از مسیر به انحراف کشیده ی انقلاب را عمل حزبی تعبیر کنند؟

در این که پیامبر اسلام (ص) و ائمه ی اطهار (علیهم السلام) معصوم بودند و از سرچشمه ی فیض الهی بهره می گرفتند هیچ تردیدی نیست، اما آیا بهتر نیست به جای پلمب دفتر انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان از عالمان و دانشمندانی که به حمد خدا در این مملکت هم کم نیستند دعوت شود تا اگر شبهه ای هم وارد شده، پاسخ داده شود واز زیر زمینی شدن شبهات درباره ی دین مبین اسلام جلوگیری به عمل آید؟

در پایان یادآوری این نکته لازم است که در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری، هر گونه ممانعت از فعالیت انجمن اسلامی نزد وجدان های پاک و بیدار دانشجویان بهانه جویی و اقدامی انتخاباتی تلقی شده و سوق دادن فضا به سمت نابرابری بیشتر دراین انتخابات است. لذا بایستی هرچه سریعتر فعالیت های انجمن اسلامی از سر گرفته شود و الا طبعاً پاسخ خاص خود را در پی خواهد داشت.

والسلام علی من اتبع الهدی

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 16:0  توسط بهرام بهرامیان  |